- چقدر اين المپيك همزمان چيز خوبيه و چيز بديه ... تمام اين چند روز كه پاي اين وسيله ضاله (ماهواره) نشسته بودم نمي دونستم در حال حاضر دارم حال مي كنم يا كه حالم گرفته شده و حاليم نيست! ... نمي خوام در مورد گند و گهي كه بچه هاي ايران بار آوردن حرف بزنم اگرچه در مورد مدال ساعي هم همون درهمي احساس بهم دست داد كه خوش حال باشم يا ناراحت! با اين حال اينجانب بيننده پروپا قرص مسابقات المپيك بودم و چند چيز رو جزء نعمتهاي الهي مي دونم كه خداوند متعال سعادت تماشای آن را نصيب من كرد: ژيمناستيك ريتميك (هنرنمايي دختران خوش گل و ماماني با روبان و توپ و حلقه) ، سينكرونايز (باله در آب يا همون شناي موزن) واليبال ساحلي دختران (آن هم زير بارون پكن)، شيرجه دختران ( كه الهي در سايه خداوند هميشه خوش و خرم باشن) و انواع و اقسام مسابقات ورزشي دختران كه يكي از يكي زيباتر بود البته به غير از وزنه برداري سنگين وزن زنان كه آدم را ياد زن هاي استخوان خورد كن توي سيركها مي نداختن كه ريش وسبيل هم دارن اما به بزرگواري خودم زيبايي باقي ماجرا را به اين يه مورد چندش حال به هم زن مي بخشم.... اما از اول تا آخرش هي به خودم مي گفتم ببين ما از چه چيزهايي محروم شديم ... چطور اين مصريها مي تونن تيم شناي موزون دخترا داشته باشن اما ما استغفرالله پرچم رو داديم دست يه دختر ، صداي امام جمعه مشهد درومده كه خلاف نظر ائمه اس اين كار!... اينجا بود كه واقعا به اين نيتجه رسيدم اين اسلام دست و پاي ما رو بسته اونم بدجور... لعنت! ... از اينجا متنفرم ديگه ...
- مورد ۹ و ۱۲ ليست پست قبلي ام عملي شد ... براي مورد ۹ از سماجت خودم تشكر مي كنم و براي مورد ۱۲ هم دست نگين و آئورليانو درد نكنه ![]()
![]()