همیشه وقتی می خوای یه تغییری تو زندگیت بدی می ترسی چیزایی که داری رو از دست بدی و مقابلش چیزی به دست نیاری ... به خاطر همین من معتقدم تغییر ایجاد کردن اصلا کار ساده ای نیست ... اینکه تصمیم بگیری آرامشت رو بهم بزنی برای چیزی که معلوم نیست چی بشه ...
اما به هر حال من این کارو کردم ... من دیگه عضوی از تحریریه روزنامه حزبی کارگزاران نیستم ... خیلی ساده بای کردم ... فقط و فقط به یه دلیل و اون هم اینکه کم کم احساس کردم دارم تبدیل به فسیل خوبی می شم! ... هیچ چیز جدیدی وجود نداشت و هیچ چیزی هم به دانسته هام اضافه نمی کرد ... حتی تجربه جدیدی هم نبود ... این بود که حالا می رم دنبال قسمت بعدی زندگیم ...
قراره چند هفته ای رو خوش باشم ... ورزش کنم ... کلاس رقصام رو برم .. با دوستام خوش بگذرونم ... اگر این وسط وقت کردم به کارهای پایان نامه ام برسم .... تا کار بعدی ...