1) از آخرین باری که پامو گذاشتم توی یکی ازمکان های زیارتی سالها می گذره ... بوی بد پا و عرق بدن آدما ... جو همیشه نالان و معنویتی که هرگز ندیدم باعث شد کلا بی خیال این چیزا بشم اما یکی دیگه ازچیزایی که همیشه آزارم می داد اجبار خادم جلوی در برای سر کردن چادرهای کثیف و "تفی" بود ... تقریبا حالت تهوع می گرفتم ... اما چیزی که مرجان برام تعریف کرد بیشتر ازبوی گند چادرها حالم رو به هم زد ...
مرجان رفته بود شهر ری برای تهیه گزارش از آثار باستانی اونجا ... خب ناگفته پیداس که حرم شاه عبدالعظیم یکی از مهمترین مراکز زیارتی و به قولی توریستی ( حالا چه توریسی بماند!) شهرری هستش ... سیستم چادر سر کردن هنوز پا برجاست ... به قول مرجان بدون چادر هرگز ... اما اینکه با استفاده ازاین قانون نانوشته کسب درامد بشه و مردم رو بچاپن چیز دیگه ایه ... قضیه اینجاست که این چادرایی که قبلا به صورت مجانی به زائرا اهدا می شد، حالا کرایه داده می شه !! ... 500 تومن ... خنده داره ... از اون خنده هایی که آدم از حرصش می خنده ... باید چادر سر کنی و باید پول بدی ... احتمالا این رو هم برای اجرای اصل 44 قانون اساسی سپردن دست بخش خصوصی!!!
2) قراره از اول اردیبهشت جمعمون کنن ... خب من از کجا بدونم اون خانومه که سر میدون وایمیسته از لباسم خوشش میاد یا نه؟ ... تازگی ها که قراره پلیس نامحسوس هم بذارن ... معنیش اینه که هر الاغ بی سروپایی حق داره بهت گیر بده و شخصیتت رو خرد کنه ... انگار چاپ کارت و حکم کاری داره ... خوش به حال آقایون و خانومای اخاذ شد !!! ... من نمی فهمم این چه دین و بنیان خانواده ایه که با اندازه پاچه مردم به لرزه میوفته .. همون بهتر که بلرزه ...
شماها که ادعا می کنین بدحجابا کمتر از 10 درصد جامعه رو تشکیل می دین، انقدر بی جنبه اید که نمی تونید این آدما رو بین خودتون تحمل کنید؟ ... یعنی تاثیر پذیری شما از این 10 درصد بیشتر از اون 90 درصد با دین و ایمونه؟ خدا رحم کنه ... این یعنی اینکه خدایی نکرده شما خودتون هم ذاتا به طرف اون 10 درصد گرایش دارید ...