1) یه عمری ملت رو سوژه کردیم ... این دفعه خودمون سوژه شدیم ... از ایسنا زنگ زدن در باره وبلاگ و رسانه باهام مصاحبه نمودن
... اولش کلی خندیدم ... بعدشم کلی چرندیات بافتم به هم ... اما طرف کلی حال کرد و گفت چند نفر دیگه رو هم معرفی کن که همین جوری خوش مصاحبه باشن !!! ... اما خدایی وقتی یه سرویس جفنگ راه می ندازن مجبورن می شن این جوری هم براش خبر دست و پا کنن دیگه
... خلاصه واسه اولین بار فهمیدم این بیچاره هایی که باهاشون مصاحبه میکنم چه زجری می کشن از سماجتم ... به هر حال بی خود نیست که می گن گهی زین به پشت و گهی پشت به زین ( غلط که ننوشتم، هان؟)
2) آئورلیانو طبق معمول وقتایی که به یه مناسب مذهبی می رسیم، احساساتی شده ... ازم خواست امشب دعاش کنم ... اما من نیازی نمی بینم برای حرف زدن با خدا منتظر یه شب بمونم ... "منو خدا که با هم این حرفا رو نداریم" .... بعدشم از کجا معلوم این شبا همون شبای خاص باشه ؟
اصلا از کجا معلوم امشب شب احیا باشه؟ انقدر این چند ساله عید فطر رو عقب جلو کردن که همه چیزمون ریخته به هم ... داشتم با احسانه هم سر این موضوع حرف می زدم ازش یه سوال پرسیدم ... اون که توش موند ... شماها اگه جوابشو می دونین بگین که من از این حیرت و بهت و نادانی بیام بیرون. سوالم اینه : اين کشورهايي که زود تر از ما ماه رمضونشون شروع ميشه .... شب احياشون هم فرق داره ديگه ... چي جوري مي شه؟ ... خدا تمديد مي کنه شب احيا رو؟ ![]()
البته جواب احسانه و سوالای ادامه دار من کار رو به بحث سیاسی کشوند و آخر سر هم از ترس سوسک شدن بی خیال شدیم اما من هنوز گیجم تو این قضیه ... هر کی می دونه بیاد منو توجیه کنه ... ![]()