تبليغاتX
متولد ششم مرداد

۱)نتایج یه تحقیق نشون داده که همین چند وقت پیش یعنی درست نه ماه بعد از جام جهانی فوتبال، تعداد نوزادان متولد شده در آلمان به شدت افزایش پیدا کردن ... البته این تحقیق فقط امسال انجام نشده بلکه آقایون و خانومهای محقق به این نتیجه رسیدن که این قضیه دیگه تبدیل شده به یه "پدیده" که هر 4 سال یک بار در کشوری که اون سال میزبان مسابقات جام جهانی بوده، تکرار می شه ... نتیجه گیری اخلاقی و محاسباتیشو رو می ذارم به عهده خودتون  ....  

 

2) فکر کردید همه مثل شما غرب زده و از خود بی خود هستن که برن عطر "پاریس هیلتون" بخرن؟ ... نه خیر ... مردم مومن و انقلابی در لبنان ، سوریه و یکی دو جای دیگه این روزها با استفاده از عطر "سید حسن نصرالله" بوی بهشت می گیرن ... جدی گفتما ... روش عکس پرچم حزب الله داره ... به تولید انبوه رسیده  .. صادرات هم داره !

 

3) یه دختر خانومی که در توضیح یکی از روزنامه ها به عنوان عزیزدردانه یک خانواده مذهبی معرفی شده بعد از اینکه تشریف بردن منزل دوست پسرشان که باز هم بر اساس توضیح روزنامه با یک رابطه خیابانی-اینترنتی با هم آشنا شده بودن، وقتی می فهمن آقای دوست پسر افکار پلید تو کله اش داره می زنه با چاقویی که همراهش بوده شل و پلش می کنه و پسر مردم رو می فرسته اون دنیا ... دادگاه هم خانوم رو به خاطر قتل به قصاص محکوم کرده اما به غیر از این به علت خلوت کردن با مرد نامحرم هم باید 15 ضربه شلاق نوش جان کنن ...

اما چند علامت سوال در مغز کوچک ما ورجه ورجه می کند: 1) یعنی ایشون تصور کردن اگر تشریف ببرن خونه طرف، قراره بشینن با هم یه قل دو قل بازی کنن؟ هر خری می دونه که آره!  2) دختر جون حالا چرا زود چاقو کشیدی؟ جیغ می زدی ... به قول مرجان می زدی شیشه های خونشونو میاوردی پایین ... به قول خودم لگد می زدی .... به قول اون یکی  ... بی خیال ... چاقو کشی این روزا مد شده ... 3) آقا این قضیه خلوت کردن با نامحرم و شلاق چیه؟ به خدا من نمی دونستم ... آدم چه چیزا می شنوه ... بلا به دور ...  

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 بهمن1385ساعت 8:40  توسط نهال  | 

خدا را صد هزار مرتبه شکر  که ملت شیفته غم و غصه ما یه بهونه دیگه برای عزاداری و نک و ناله پیدا کردن .... "سالروز تخریب حرمین شریفین"  .... بلاخره بین عاشورا و سوم امام تا وقتی که بخواد اربعین بشه خیلی راه هست ... تا اون موقع اینم خودش یه سوژه اس دیگه... البته من یه جا دیدم که به امام زمان تخریب مزار " مادر گرامیشان" رو هم تسلیت گفته بودن ... اینم جدیده یا باز من دچار ته کشیدگی اطلاعات شدم؟ ...  بابا شما که دو سال دیگه از اینجا ضریح طلا می سازید می فرستید اون ور دیگه چرا خودتونو ناراحت می کنید؟ .....  به هر حال از ما که کار دیگه بر نمیاد ... بذار زجه بزنیم شاید بریم بهشت ...

 

یه چیز جالب از این راهپیمایی تاریخی 22 بهمن: ... هی به خودم می گم این ملت که همشون ماشالا ناراضی ان واسه چی بلند می شن می رن راهپیمایی؟ ... اما خب جواب سوالم رو از یکی از راهپیمایان عزیز گرفتم ... خانوم فرمودن: "مگه نمی بینید چقدر گرونیه؟ همه چیز خداتومن شده. دیگه نون شبمون هم به زور گیرمون میاد. خب باید بریم اینا رو بگیم. باید این دادمون رو سر یکی بزنیم دیگه" ... یکی ایشون رو روشن کنه!!!

 

اینم یه داستان که یه عالمه شبیه افکار کثیف برخی افراد ظاهرا مذهبی تو ایرانه:

 دو راهب كه مراحلي از سير و سلوك را گذرانده بودند و از ديري به دير ديگر سفر مي كردند، سر راه خود دختري را ديدند در كنار رودخانه ايستاده بود و ترديد داشت از آن بگذرد. وقتي راهبان نزديك رودخانه رسيدند دخترك از آن ها تقاضاي كمك كرد. يكي از راهبان بلا درنگ دخترك را برداشت و از رودخانه گذراند.

راهبان به راه خود ادامه دادند و مسافتي طولاني را پيمودند تا به مقصد رسيدند. در همين هنگام  راهب دوم كه ساعت ها كه ساعت ها سکوت كرده بود خطاب به همراه خود گفت:« دوست عزيز!  ما راهبان نبايد به جنس لطيف نزديك شويم. تماس با جنس لطيف بر خلاف عقايد و مقررات مكتب ماست. در صورتي كه تو دخترك را بغل كردي و از رودخانه عبور دادي.»

راهب اولي با خونسردي و با حالتي بي تفاوت جواب داد:« من دخترك را همان جا رها كردم ولي تو  هنوز به آن چسبيده اي و رهايش نمي كني.»

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 بهمن1385ساعت 9:28  توسط نهال  | 

۱) اول از همه از شهرداری تهران بابت اجرای عالی پروژه بهسازی پیاده رو های خیابون ولیعصر آن هم در فصل زمستان تشکر می کنم. دیروز که از آسمون سیل میومد، خیلی خوب ما اهالی خیس را گل مال هم کرد. در وصف میزان خیس شدنمان هم زبان در دهان بگیرم بهتر است! از رانندگان محترم تاکسی هم که ناگهان نرخ 200 تومانی کرایه را 700 تومان اعلام کردند، تشکر می کنم (اعداد و ارقام کاملا مستند و مربوط به مسیر چهار راه جهان کودک تا انتهای جردن می باشد!!) ... این مدلیشو دیگه ندیده بودیم ... پیشنهاد می کنم بعضی از آقایان کلاهشان رابالاتر بگذارند ...

2) این داروی ایرانی ایدز هم برای خودش جوکی شده ها ... حالا بگذریم که امید کریمی، همکار قدیمی ما راه به راه در آینده نو گزارش می نویسد که تنها حسن این دارو این است که زودتر می کشد و ایدزیهای بیچاره را از عذاب انتظار نجات می دهد اما به هر حال مثل خیلی چیزهای دیگر که وجود نداشت اما به وجود آوردنش و حتی ممکن است بدا کلا تکذیب شود، فعلا این داستان در بوق و کرنا است ... ملت هم ضمن تشکر فراوان از دانشمندان ایرانی به هم می گن: "داروی ایدز هم که اختراع شد دیگه از تایلند رفتن چه باک؟"

3)  "ابوالفضل پارتی" ... این اصطلاح رو که شنیدین؟ ... مال تاسوعاس دیگه ... فردا صبحش می شه "حسین پارتی" .... دلیلش که توضیح نمی خواد؟ هان؟ البته خوندم که ابراهیم نبوی در یه مطلبی با همین موضوع از اصطلاح "کربلایی دیکاپریو و جنیفر گریان" برای خیل عظیمی از عزاداران حسینی استفاده کرده بود .... این هم  درهمون رابطس.... حالا من نمی دونم چرا اینقدر اصراردارن بگن که این مراسم عزاداری امام حسین بی نظیره و هیچ جای دنیا نیست ؟ به نظر من فرقش با کارناوال های شادی کشورهای دیگه فقط در اینه که اونا شادن و ما "مثلا" غمناک ... همین ... مثل هر سال مقدار متنابهی مزاحمت هیات های مثلا عزادار را تحمل کردیم و بر خلاف پارسال حتی برای دقیقه ای هم در این کارناوال شرکت نکردم .... امسال حتی قیمه ها هم بدمزه بود ...   

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 8:21  توسط نهال  | 

1)      من نمی فهمم حالا اگر من سر کلاس مشروطه و پهلوی نباشم چه اتفاقی میوفته؟ جناب استاد محترم با آن نصفه سبیل مسخره شان تا توانست ما را ضایع نمود ... جغله بچه ... فکر کرده داره کجا چی درس می ده ... دانشکده خبره بابا، آکسفورد که نیست ... خلاصه که مقدار متنابهی جلو اهالی خردمان کرد و بعد هم به بیرون جلسه امتحان راهنماییمان کرد.... خیر نبینی الهی 

 

2)      یک عدد تحقیق با موضوع اجتماعی مربوط به درس روش تحقیق خریداریم ... به خدا ثواب داره ... سومین باره این درس لعنتی رو می گیرم ... دارم فارغ التحصیل می شم .... دیگه نمی تونم .... طاقتشو ندارم .... تو رو خدا ....

 

3)      یک عدد وصلت در فامیل درجه یکمان رخ داده ... از آن نوع وصلت ها که به جای بزن و بکوب و قر با صلوات همراه است ... ناگفته پیداست که ما را دعوت ننمودند ..... به دلیل جلف بودن بیش از حد !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 8:56  توسط نهال  |