تبليغاتX
متولد ششم مرداد

آخییییییی !!! بیچاره ... اشکال نداره ... گریه نکن ... به جاش حتی اگه شده زورکی می ری تو بهشت ... 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 اردیبهشت1385ساعت 6:36  توسط نهال  | 

 

آن زمان که باید دوست بداریم، کوتاهی می کنیم... آن زمان که دوستمان دارند، لجبازی می کنیم... و بعد... برای آنچه از دست رفته آه می کشیم ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 اردیبهشت1385ساعت 7:14  توسط نهال  | 

 

غم سياه است و تلخ و طولاني ....

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 اردیبهشت1385ساعت 6:46  توسط نهال  | 

امشب با وبلاگ دختری آشنا شدم که مثل خودم فکر می کنه. عین مطلبش رو می ذارم اینجا و باز هم از منیره عزیز به خاطر مطلب قشنگش در شهریورگان تشکر می کنم ....

راستی چه بر سر ما آمده؟ قرار است چه اتفاقی بيافتد؟ ديگر فشار و محدوديت از اين بيشتر؟ آيا تاکنون از خود پرسيده ايد که دليل اين فساد و فحشا از کجاست؟ مسلم است، محدوديت، محدوديت، و باز هم محدوديت! جالب است در کشوری که خود را جمهور ی اسلامی می نامد، شاهد بدترين و فجيع ترين حوادث از نوع عقده های جنسی هستيم، متاسفانه عده کثيری از جوانها و ... دچار عقده های سرکوب شده جنسی هستند، آنقدر تحت فشار هستند که حاضرند برای ارضای نياز خويش دست به هر عمل کثيفی بزنند! که هر روز در صفحه حوادث گوشه کوچکی از اين وقايع را شاهد هستيم! و امروز عده ای کوته نظر،‌ و يا احتمالا از همه جا بی خبر،‌ راه می افتند مقابل مجلس، شعار می دهند، اسلام در خطر است، جوانها فريب خورده اند، کيان خانواده ها به مخاطره افتاده است و ... . چگونه اينان که عده شان شايد به صد نفر هم نمی رسد، به خود اجازه می دهند، در مورد  ميليون ها نفر قضاوت و تصميم گيری کنند؟! و چگونه است که آقايان برای رسيدگی به شکايت ايشان به طور جد، وارد عمل می شوند، نيروهايشان را در خيابانها مستقر می کنند، و به ايشان قول مساعدت می دهند، آنوقت آن عده کثير که به آنها توهين شده، حق هيچ گونه تجمعی ندارند! و اصلا آيا کسی هست به حرفها و نظرات ايشان گوش دهد؟

چطور هيچ کس در اين کشور مسلمان از خود نمی پرسد، اسلام در کشورهای همسايه و کمی آنطرف تر چگونه زنده است و به خطر نمی افتد؟ زنان و مردان مسلمان در کنار مسيحيان، يهوديان و ديگر اديان در کنار هم، کاملا مسالمت آميز زندگی می کنند، هيچ يک به ديگری توهين نمی کند، و کسی ديگری را متهم نمی کند که دينش را به خطر می اندازد، از عربستان سعودي، امارات متحده عربي، سوريه، لبنان، ترکيه، بگيريد تا اندونزی و مالزی و ...

در کشور مالزی مسلمانان، مسیحيان، يهوديان و بوداييان به راحتی با هم زندگی می کنند، زنان مسلمان مالزی به اندازه ای پوشيده هستند که حتی در مخيله ما هم نمی گنجد، با اين تفاوت که آنها مانند زنان ما، مجبور نيستند مانتو و روسری بپوشند،‌ آنها لباسهای بلند پوشيده ای می پوشند، لباسهای رنگين، گلدار، روسری های رنگی، بلوز و شلوار، کت و دامن، و ... در انتخاب لباس کاملا آزادند، در انتخاب رنگ لباس، مدل لباس، و کلا پوشش خود کاملا آزادند، به همين خاطر بسيار بسيار مقيد هستند، و کسی که مسلمان است، خود به وظيفه اش عمل می کند! آنها به راحتی در کنار چينی های بودايي، که جمعيت کثيری از مردم مالزی را تشکيل می دهند زندگی می کنند، بدون اينکه کسی به ديگری توهين کند که مثلا اين چينی ها، با آن پوشش و لباس، اسلام را به مخاطره می اندازند! جوانهای ايشان را فريب می دهند، و هزار تهمت ديگر! تازه بايد اين نکته را هم در نظر گرفت که کشور مالزي، يک کشور استوايی است،‌ و هوای گرمی دارد، طبعا غير مسلمانها پوشش خاصی برای خود انتخاب می کنند،‌ به  ويژه توريست های خارجی که از سراسر دنيا به اين کشور سفر می کنند، حالا، شما قضاوت کنيد، چگونه جوانهای مسلمان مالزی از ديدن آن پوشش ها، فريب نمی خورند، و چگونه اسلام ايشان به خطر نمی افتد! مالزی نمونه کوچکی از کشورهای مسلمان است، اگر بخواهيم ترکيه را مقايسه کنيم، جای خود دارد، سواحل مديترانه،‌که همواره پذيرای توريست های اروپايی است، و ايشان علاقه خاصی به آفتاب گرفتن در ساحل دارند، ... ديسکوها و سالنهای رقص،‌ و... به وفور در ترکيه يافت می شود،‌ با همه اين اوصاف، عده کثيری از جمعيت ترکيه را مسلمانان تشکيل می دهند، که آنان نيز، به ميل خود پوششان را انتخاب می کنند، و بسيار، بسيار پوشيده تر از مسلمانان شيعه ايرانی هستند. اینها، نمونه های کوچکی از جوامعی هستند که همه در کنار هم با خوشنودی و رضايت، زندگی می کنند،‌ مسلمان، شيعه يا سني، مسيحی يا يهودي، هيچ يک تفاوت ندارد، مهم اين است که همه به يک خالق اعتقاد دارند، همه بايد حق يکديگر را محترم بدارند.

اگر اينان که چادر را برای خود برگزيده اند، غير خود را کافر می دانند، پس چه فرقی بين ايشان و صهيونيست است که خود را قوم برتر می داند؟!

واقعا ما کجا زندگی می کنيم؟ امروز آنقدر در رفاه هستيم که هيچ مشکلی جز بدحجابی نداريم، که در مجلس بايد به آن رسيدگی شود! و نمايندگان مجلس مکررا خواستار رسيدگی به وضع بدحجابی می شوند! آنوقت کسی نيست بپرسد، چرا ايران، با اين همه خانواده های بی سرپرست، و بی بضاعت، ۵۰ ميليون دلار به فلسطين کمک می کند؟!!!! در حاليکه هنوز بعد از گذشت سه سال از زلزله بم، هنوز عده ای از مردم اين شهر در چادر زندگی می کنند!

واقعا ما کجا زندگی می کنيم؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  جمعه 1 اردیبهشت1385ساعت 20:43  توسط نهال  |